رضا سیف پور: برای دخترم « آتنا »....!

برای دخترم « آتنا »....!

  • رضا سیف پور

خیلی زود همه چیز تمام شد . دیگر فضای مجازی را که ورق می زنی(جستجومی کنی) کمتر عکسی از « آتنا » پیدا می کنی . انگار همه ما عجله داشتیم تا فورا فرهیخته بودنمان را با چند تصویر ریز و درشت در تلگرام و اینستاگرام به رخ یکدیگر بکشیم و بعد روز از نو و روزی از نو . نسل ما هم که ظاهرا حافظه تاریخی چندان خوبی ندارد . از فردا دوباره مادرها دخترکانشان را به زن همسایه می سپارند تا زود بروند و زود بیایند ! پدران همکاران هیزشان را به خانه دعوت می کنند تا صمیمی بودنشان را اثبات کنند و معلمان عزیز باز هم خجالت می کشند تا به دخترانمان « نه » را یاد بدهند و به آنها بگویند دنیای واقعی ما بسیار خطرناکتر از آن دنیای مجازی رنگارنگی است که پسران ابرو برداشته در کانال های مجازی برایشان درست کرده اند و باز خدامی داند از فردا روزانه چند فریاد خاموش در دل شهرمی پیچد بی آنکه کسی صدایی بشنود .

آتنای بخت برگشته تنها یک حادثه تلخ بود که فرصت رسانه ای شدن پیداکرد . حوادث ریز و درشتی اینچنین ، همیشه در زیر پوست این شهرها جاری است و ما اغلب خیلی زود آنها را فراموش می کنیم ( البته اگر ببینیم و بشنویم ) . به نظر من در بیشتر موارد علت این حوادث تلخ به طور مستقیم به فضای فرهنگی و نظام آموزشی ما در سطوح خانواده ، مدارس و رسانه ها مربوط می شود و بدون شک اگر بخواهیم اینگونه معضلات را حل کنیم ، ابتدا باید برخی از واقعیات جاری پیرامونمان را ببینیم و بپذیریم . باید بپذیریم اقتصاد بیمار ، تورم ، فقر و بیکاری ، همواره همزاد بزهکاری و پدیده هایی همچون فساد ، فحشاء ، بیماری های روحی روانی ، عقده های فروخفته ، اعتیاد و جنایت هستند . باید بپذیریم برای حل مشکلات فرهنگی نمیتوانیم مشکلات اقتصادی را نادیده بگیریم . باید بپذیریم در جامعه ای که بنابر آمارهای رسمی 33 درصد مردم زیر خط فقر هستند و فاصله طبقاتی بیداد می کند نمی توان خیلی به کارآمد بودن آموزش ها امیدوار بود . باید بپذیریم شهوت با انحراف فرق دارد . شهوت غریزه ای محترم است که خداوند در نهاد انسان قرار داده اما انحراف رفتاری نکوهیده است که فرد و جامعه هردو در پیدایی آن نقش دارند و آنچه باعث تباهی و فساد می شود انحراف است .

فاجعه تاسف باری که برای دختر عزیزم آتنا رخ داد یک هشدار بزرگ به جامعه بود . جامعه ای که به آموزش نیاز دارد . آموزش برای عبور از فقر . آموزش برای بهتر زیستن ، آموزش برای تحمل دیگران ، آموزش برای درک یکدیگر ، آموزش برای احترام به انسانیت ، آموزش برای احترام به قانون ، آموزش برای دوست داشتن دیگران و ده ها آموزش دیگرکه تقریبا هیچگاه در کنار ضرب و تقسیم ها و مثبت و منفی ها جدی گرفته نشد .

امروز اگر به فرض به حکم قانون قاتل جنایتکار آتنا را حلق آویز کنند و یک خشاب کامل گلوله آتشین در بدنش خالی مایند و حتی پیکر اورا بسوزانند و برباد دهند تنها شاید درد یک خانواده التیام یابد ، اما درد یک جامعه همچنان به قوت خود باقیست . ما در جامعه ای زندگی می کنیم که هنوز در آن بسیاری از مسائل حل نشده و رفته رفته هریک به یک معضل تبدیل شده اند . واقعا تکلیف ازدواج جوانان و بالا رفتن سن ازدواج چیست؟ آمار واقعی بیکاری چقدراست؟ بالاخره اعتیاد جرم است یا بیماری ؟ حجاب ایده آل در جامعه چه شرایطی دارد؟ حریم شخصی چیست و محدوده حریم خصوصی کجاست ؟ سنجش سلامت روحی روانی افراد و صاحبان مشاغل تا چه حد لازم است ؟ عدالت چیست و چگونه در جامعه توزیع می شود ؟ بدون شک تا به این پرسش ها در جامعه پاسخ داده نشود ، هر روز ممکن است شاهد رفتاری نا متعارف در جامعه باشیم . رفتاری که اگر مورد توجه قرار نگیرد چه بسا ممکن است خود به عرف تبدیل شود . مثل همین روابط پیش از ازدواج که این روزها به یک عرف تبدیل شده و سالهای بعد باید با گسترش ابعاد همین عرف نابجا مواجه باشیم . لذا نباید وجدان بیدارما محدود به همین صفحات مجازی باشد ، یعنی روزی بدرخشد و روزی دیگر فروکش کند . وجدان بیدار ما و جامعه باید در همه حال بیدار باشد ، بیدار و آگاه ، پرسشگر و مداخله جو . آنگونه که خود را مشغول سطح نسازد و در پی یافتن ریشه ها باشد . هرچند همه اینها داغ سنگین آتنای کوچک را از یاد نمی برد .

بالا