Plan-3


واقعیت های پشت پرده حمله ترکیه به کردهای سوریه
واقعیت های پشت پرده حمله ترکیه به کردهای سوریه
دکتر محمدرضا محمدیان
مقدمه
اکنون با تصمیم ترامپ برای خارج کردن نیروهای نظامی آمریکایی، ارتش ترکیه فرصت بپدا می کند تا شمال سوریه را از وجود کردها پاکسازی کند. این یک خیانت آشکار از سوی آمریکا به کردها است. با این وجود، این مسئله نباید تعجب‌آور باشد. تا زمانی که مبارزه علیه داعش مطرح بود ترامپ سیاست مشابه اوباما را در قبال کردهای سوریه در پیش گرفت و به آنان تسلیحات، کمک‌های مالی و آموزشی ارائه داد.با توجه به این شرایط می توان گفت اگر واقعا کردهای سوریه تصمیم بگیرند با ارتش ترکیه مقابله کنند ارتش ترکیه با مشکل سختی روبرو خواهد بود.
اما سوال اصلی که اینجا مطرح می باشد این است که آیا ترکیه خودسر تصمیم به انجام چنین کاری گرفته و یا اینکه پشت پرده هماهنگی هایی انجام شده بوده و ترکیه چراغ سبز لازم را از ایالات متحده دریافت کرده و بعد حمله خود را شروع نموده است.
بسیاری از متخصصان معتقدند که نظریه های واقع گرایی بهترین تبیین را از روابط و معادلات موجود در صحنه این منطقه ارائه میدهد. یکی از کاربردهای این نظریه استفاده از آن برای تبیین توازن قدرت موجود در منطقه و تلاشهایی است که برای حفظ یا تغییر آن از سوی بازیگران مـنطقه ای و بـین المللی صورت میگیرد. در بحث توازن قوای حاکم در منطقه نیز خواهیم دید که چگونه در رقابت با یکدیگر، برای جلوگیری از هژمونی دیـگری، حـمایت از کنشگران خاص را مورد نظر قـرار داده اند. البته نکته مهم این است که این موضوع به معنی قصد آنها برای محدودسازی قدرت یا اهداف خویش به سبب نظام نیست، بلکه آنـها بـیشتر در پی بیشینه ساختن قدرت یـا امـنیتشان هستند، اما به گونه ای که توزیع متعادل قدرت نیز در میانشان شکل بگیرد و حفظ شود. آنها می خواهند هر هدفی را که برمی گزینند، پیگیری کنند و به دیگران هم اجازه تعقیب اهداف خود را بـه طور محدود بدهند. یا اگر وضع موجود با منافعشان همسو باشد، حامی آن هستند و استراتژی های موازنه ای را برمیگزینند، اما نه به سبب اهداف اولیه توازن، بلکه برای تحدید قدرت دیگران در جهت حـفظ امـنیت و استقلال خـود. بنابراین، حفظ نظام پیامد ناخواسته کنشهای بازیگرانی است که هر یک در جهت بیشینه ساختن منافع خـود، در درون محدودیتهای موجود تلاش میکنند. طوری که به نقل از شبکه العالم :
"درحالی که رییس جمهوری آمریکا در موضع گیری های رسمی همواره مخالفت خود را با حمله ترکیه به سوریه اعلام و این کشور را به ظاهر تهدید به نابودی اقتصادی کرده است، اما مشاور اردوغان آن روی سکه بازی ترامپ را فاش و اعلام کرده که آنکارا و واشنگتن درباره ماهیت حمله به مناطق شمالی سوریه در غالب عملیاتی موسوم به "چشمه صلح" توافق کرده اند" که خود موید این موضوع است که در واقع، موازنه قوا با وجود نـظرهای مـختلفی کـه در مورد کارکردهای آن وجود دارد، دست کم پیش بینی میکند ً به صلح مـنجر مـیشود یا دست کم احتمال جنگ که تساوی قدرت بین دو کشور، احتمال میدهد کاهش یابد، اهمیت جایگاه ژئوپلیتیکی ترکیه متضمن موقعیت ژئواستراتژیکی این کشور در منطقه جنوب غرب آسیاست. همسایگی ترکیه با سه منطقه مهم سیاسی ِ اقتصادی قفقاز، خاورمیانه و بالکان اهمیت ویژهای به این کشور داده است. برخلاف تصوراتی که باور داشتند در دوران پس از جنگ سرد، شاهد کاهش تنشها در مناطق فوق و در نتیجه کاهش اهمیت ژئوپلیتیک ترکیه خواهد شد، چنین اتفاقی نیفتاد. موقعیت استراتژیک و منحصر به فرد ترکیه، به عنوان حلقه اتصال میان اروپا و آسیا و حالت شبه جزیرهای آن و نقشی که تا این اواخر به عنوان »دروازه بان« در مقابل بخش اروپایی اتحاد جماهیر شوروی سابق داشت و امروزه، واقع شدن در سر راه جمهوری های استقلال یافته به مدیترانه و ارتباط میان اروپا و آسیا برای ترکیه این امکان را فراهم کرده است. ترکیه در موازنه قدرتهای جهانی از موقعیت نظامی مزبور، که زاییده محیط جغرافیایی و طبیعی آن کشور است، حداکثر بهره برداری را کرده و این موقعیت تأثیر به سزایی در توسعه اقتصادی و ثبات سیاسی آن دارد. علاوه بر این، نقش ترکیه در جریان جنگ خلیج فارس، کوزوو و افغانستان میتواند تکیه گاه مناسبی برای جهان غرب باشد. عضویت ترکیه در پیمانهای منطقه ای مانند جامعه اروپا (عضویت در برخی ارگانها در حال حاضر)، اکو، ناتو، پیمان همکاریهای کشورهای حوزه دریای سیاه و دی هشت، نشانگر ایفای نقش فعال این کشور در مسائل منطقه ای و بین المللی میباشد (قاسمی، ۱۳۸۶ :۲۱۴.)
نقش آمریکا درحمله ترکیه
عقب نشینی یکباره ایالات متحده پس از گفتگوی تلفنی ترامپ و اردوغان این شبهه را ایجاد می کند که دو رئیس جمهوری قبلا صحبت های خود را انجام داده اند و سنگ های خود را باز کرده اند. اینکه آقای ترامپ ترکیه را با تویت تهدید کند یک ظاهر سازی بیش نیست و مشخص است که تلاش دارد به نوعی آبروی آمریکا را حفظ کند. 
قطعا به نوعی توافقاتی انجام شده تا ایالات متحده هم امتیازاتی از این ماجرا دریافت کند که البته در آینده مشخص خواهد شد چه توافقاتی پشت پرده انجام شده. نکته دیگر این ماجرا این است که احتمالا نظامی های آمریکایی که تا همین چند صباح پیش به عنوان هم پیمان در کنار کردها قرار داشتند بسیاری اطلاعات محرمانه در مورد مکان ذخیره تسلیحات و نوع تسلیحات و نیروها و مهمات در اختیار نیروها و محل استقرار آنها و هر گونه اطلاعات نظامی که ارتش ترکیه در این عملیات نیاز داشته باشد را در اختیار آن قرار داده اند و قطعا با استفاده از این اطلاعات ترکیه امکان نابودی همه پایگاه های کرد ها که می تواند برایش تهدید ایجاد کند را دارا می باشد. 
به هر حال اینکه ترکیه از قبل اعلام کرده که تصمیم دارد چنین عملیاتی را انجام دهد خود مشخص می کند که دولت ترکیه از توافق پشت پرده خود با آمریکایی ها بسیار مطمئن بوده و نیاز نداشته که از ابزار غافلگیری در عملیات نظامی که معمولا مهمترین عنصر حمله نیروهای مسلح است استفاده کند .
با توجه به اینکه نیروهای طرفدار ترکیه درادلب اخیرا شکست های قابل توجهی را متحمل شده اند هیچ بعید به نظر نمی آید چنین توافقی میان ترکیه و ایالات متحده نیز انجام شده باشد تا نیروهای هم پیمان با ترکیه که عملا با سوریه و ایران و روسیه هم دشمن هستند در مرزهای شمال سوریه میان عراق و سوریه مستقر شوند تا به نوعی یک سد برای اتصال زمینی میان دو کشور ایجاد کنند.
روابط ترکیه وسوریه
ترکیه سالهای متمادی روابط شکننده با سوریه داشته است. در عین حال با روی کار آمدن دولت حزب عدالت و توسعه این کشور روابط با سوریه را بهبود بخشید. دولت بشار اسد نیز تلاش کرد تا اختلافات گذشته را حل و فصل نموده و از دامن زدن به آنها پرهیز نماید. قابل ذکر است که سوریه و ترکیه یک سلسله اختلافات بر سر مسائلی از قبیل: فعالیتهای سیاسی کردها در سازمان پ.ک.ک.، چگونگی تقسیم آب فرات و استان اسکندرون داشتند. این استان در سال 1939 مقارن با آغاز جنگ جهانی دوم از سوی کشور استعماگر فرانسه به ترکیه واگذار شد، اما سوریه همچنان اسکندرون را بخش جدایی ناپذیر خاک خود میداند. در اکتبر 1998م، آنکارا سوریه را به جنگ و حمله هوایی علیه پایگاه های پ.ک.ک. در آن کشور تهدید کرد. سوریه نیز عبداله اوجالان رهبر پ.ک.ک. را به مسکو فرستاد و متعهد شد که به حمایت از پ.ک.ک. پایان داده و از ادعای خود بر استان هاتای دست بردارد. پس از به قدرت رسیدن بشار اسد در سال 2000م، روابط بین ترکیه و سوریه متعادل تر گشت، اما با شروع ناآرامی های سیاسی سوریه، اردوغان مواضعی غیرشفاف در برابر همسایه خود اتخاذ نمود. متعاقب این امر بشار اسد با فرستادن مشاور عالی خویش به آنکارا به این اقدام اعتراض کرد. به طور کلی در قبال ناآرامی های سوریه، ترکیه به مشی انتقاد صریح روی آورد و خواستار پایان دادن به برخورد با معترضان گردید. ترکیه به عنوان کشوری که در همسایگی دو کشور بحران زده عراق و سوریه قرار دارد، نقش مهمی در شکل گیری و تدوام بحران در این دو کشور و در منطقه خاورمیانه ایفا میکند. ترکیه از ابتدای شروع بحران در سوریه تلاش کرد تا با پشیبانی و حمایت از نیروهای مخالف بشار اسد، زمینه را برای سقوط نظام بشار اسد در سوریه فراهم کند. ترکیه تمام توان لجستیکی و حمایتی خود را در حوزه های نظامی، جغرافیایی، سیاسی، مالی به کار بست تا با استفاده از مرزهای زمینی وسیعی که با سوریه دارد، اوضاع را به ضرر بشاراسد و نیروهای دولتی سوریه رقم بزند اما این هدف تا امروز اتفاق نیفتاده است
خیانت آمریکایی ها به کردها به روایت تاریخ
فارغ از اهداف متفاوت ترکیه و آمریکا از توافق جدید خود درباره این عملیات، تاریح نشان داده است نمی توان خیانت به کردها را صرفاً به ترامپ محدود کرد. آمریکایی ها در طول یک قرن اخیر بارها و بارها از کردها استفاده ابزاری کرده و در بزنگاه آنها را رها کرده اند. در ادامه مواردی از این خیانت های به روایت تاریخ مرور میکنیم:
1)ناسیونالیسم کُردی مانند سایر ناسیونالیسم ها از ابتدای قرن نوزدهم رشد کرد. در آن دوران اغلب کردها تحت حکومت عثمانی زندگی می کردند. با فروپاشی امپراتوری عثمانی کردها گمان می کردند لحظه تاریخی مدنظرشان فرارسیده است. «معاهده سور» که در سال 1920 منعقد شد درواقع سند فروپاشی و تجزیه امپراتوری عثمانی بود. در این معاهده برای کردها سهمی در نظر گرفته شده و نوعی استقلال طراحی شده بود. اما ملی گرایان ترک، بشدت مقابل استقلال کردها ایستادگی کرده و 3 سال بعد معاهده لوزان امضا شد. این معاهده که از حمایت آمریکا برخوردار بود، سوریه را به فرانسه و عراق را به انگلستان می بخشید اما سهمی برای کردها نداشت. این اولین و کوچک ترین خیانت آمریکا به کردها بود. 
2) پس از جنگ جهانی دوم آمریکا جای انگلیس را صحنه جهانی گرفت. آمریکا از کردها در طول حکومت عبدالکریم قاسم در عراق -1958 تا 1963 علیه دولت مرکزی حمایت می کرد چرا که او از دستورات آمریکا پیروی نمی کرد. پس از کودتای صدام علیه عبدالکریم قاسم، سیاست آمریکا درباره کردها هم عوض شد و دیگر نیازی به آنها احساس نمی شد. پس کمک و حمایت نیز قطع شد.
3) در دهه 70 میلادی صدام به سوی اتحاد جماهیر شوروی متمایل شده بود و این برای آمریکا قابل تحمل نبود. دولت نیکسون با طراحی هنری کیسینجر عملیات علیه دولت صدام را کلید زد. براساس این طرح شاه ایران که متحد نزدیک آمریکا بود، باید کردها را علیه دولت بغداد تسلیح و تجهیز می کرد. هدف این طرح تنها ضربه زدن به دولت مرکزی عراق بود و هیچ افقی برای کردها پیش بینی نشده بود. 
چند سال بعد آمریکا خود دلال توافق میان شاه و صدام شد. یکی از بندهای اصلی توافق، قطع حمایت از کردها بود. صدام که به نوعی از آمریکا چراغ شبز گرفته بود ارتش خود را به شمال این کشور گسیل کرده و هزاران تن از کردها را قتل عام کرد. آمریکایی ها در این زمینه با انتقادهایی مواجه شدند و کیسینجر در پاسخ به منتقدان گفت؛ «نباید عملیات مخفیانه را با کار تبلیغ مذهبی اشتباه گرفت!»
4) در دهه 80 میلادی صدام بارها کردهای کشور خود را با سلاح شیمیایی مورد حمله قرار داد. این حملات در سکوت همراه با تایید آمریکا انجام می شد. صدام مشغول جنگ علیه جمهوری اسلامی ایران به عنوان دشمن سرسخت آمریکا بود و نه تنها انتقادی از وی نمی شد بلکه از او حمایت سیاسی و نظامی هم به عمل می آمد. رسانه های آمریکایی هم با سانسور چنین حملاتی نقش خود را در این همدستی مرگبار ایفا کردند. یک بار که روزنامه نگار واشنگتن پست انتشار عکسی از این حملات شیمیایی را پیشنهاد می کند، با این پاسخ از سوی سردبیر روزنامه مواجه می شود؛ چه کسی اهمیت می دهد؟!
5) در سال 1991 و پس از حمله صدام به کویت و حمله آمریکا به عراق، بوش پدر –رئیس جمهور آمریکا- از ارتش و مردم عراق خواست تا کنترل این کشور را به دست گیرند. شیعیان عراقی در جنوب و کردها در شمال وارد عمل شده و قیام کردند. صدام قتل عامی فجیع به راه انداخت و هر دو گروه را سرکوب کرد. آمریکایی ها که خود دعوت کننده به این قیام بودند فقط تماشا کردند! توماس فریدمن تحلیلگر آمریکایی بعدها نوشت؛ بوش دنبال حکومت مردم عراق نبود او به دنبال حفظ مشت آهنین عراق یعنی ارتش این کشور، بدون صدام بود نه دموکراسی.
6)در دهه 90 میلادی سیاست آمریکا در قبال کردها منوط به جغرافیای آنها بود. دولت کلینتون از کردهای عراق حمایت می کرد. چرا؟ چون آنها علیه صدام که برای غرب دردسرساز شده بود، اقدام می کردند. اما چند کیلومتر آنسوتر کردهای ترکیه که علیه دولتی همپیمان آمریکا و عضو ناتو بودند، مغضوب کاخ سفید بودند. آنکارا بشدت با کردها در ستیز بود و آمریکایی ها اصلی ترین تامین کننده سلاح ترکیه در این نبرد بودند.
8) آنچه از روز چهارشنبه هفته گذشته در شمال سوریه آغاز شده است، چندمین مورد از پرونده خیانت آمریکا به کردهاست. بعید است کسی بتواند خیانت آمریکا به کردها را منکر شود. نگاه واشنگتن به آنها همیشه ابزاری و برای ضربه زدن به دشمنان خود بوده است. از این جهت تحلیل سیاست آمریکا چندان دشوار نیست. کردهای سوریه به شدت از آمریکا عصبانی هستند اما قبل از هر چیز باید این سوال را از خود بپرسند که در کجای انتخاب دوستان خود اشتباه کردند که امروز تاوان آن را پس می دهند.
نتیجه گیری
پیامدهای ادامه عملیات نظامی ترکیه در اراضی سوریه ممکن است بسیار جدی باشد و معضل اقتصادی و سیاسی بزرگی برای خود ترکیه به همراه داشته باشد که اکنون با محکومیت شدید جهانی علیه عملیات نظامی در سوریه مواجه است. چنانکه برخی کشورها نیز به توقف تجهیز ترکیه به سلاح و قطع ارسال قطعات نظامی تهدید کرده‌اند. 
خطرناک‌ترین نقطه ضعف ترکیه در این بحران، اقتصاد است و این به دلیل ارتباط کامل و تنگاتنگ اقتصاد ترکیه با اقتصادهای غربی است، بنابراین پیامدهای این بحران می‌تواند زیان بزرگی به ترکیه وارد کند، چنانکه «دونالد ترامپ»، ‌رئیس‌جمهوری آمریکا نیز در توئیتی نوشت که اگر ترکیه از مرزهای مجاز برای اداره عملیات نظامی استفاده کند، اقتصاد ترکیه را نابود خواهد کرد. وی با اشاره به سقوط ارزش لیره در دو سال گذشته که موجب از دست دادن نیمی از ارزش جهانی خود شد، نوشت که ترکیه پیش از این نیز تقریبا به چنین دامی گرفتار شد.
شاید یکی از خطرناک‌ترین معضلات ناشی از این بحران برای ترکیه به موضوع اسرای داعشی نزد آمریکا و عناصر بازداشتی در زندان‌های آمریکایی در بسیاری از شهرهای منطقه شرق فرات باز می‌گردد.
بارگیری پیوست‌ها:

Plan-4

بالا